ابو الفضل مير محمدى زرندى

288

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

4 . و مرحوم حاج ميرزا حسين نورى در اواخر « فصل الخطاب » مىنويسد : اما اين اشكال كه : هر گاه از قرآن مجيد چيزى ساقط شود از اعتبار مىافتد و حجيت آن مخدوش مىشود در جواب آن مىگوييم : علاوه بر مطالب گذشته : امامان معصوم ( عليهم السلام ) دستور دادند كه به اين قرآن تمسك كنيد و نيز عمل اصحاب را كه به قرآن شريف عمل مىكردند امضاء فرموده‌اند . و تمسك آن بزرگواران به قرآن در موارد زيادى به خوبى دلالت دارد كه سقوط بعضى از جملات در غير آيات احكام ( بنابر قول به سقوط ) از قرآن شريف ، موجب اجمال آيات احكام نخواهد شد و يا اينكه هر گاه از آيات احكام نيز چيزى ساقط باشد بدانگونه نيست كه ضررى به حجيت آنها برساند و علاوه بر اين كلام موجود در اين محل ، كلامى است كه مرحوم شيخ آقا بزرگ طهرانى - مؤلف الذريعه - از حاجى نورى در اواخر عمرش شنيده است كه فرموده : من در كتاب فصل الخطاب ثابت كرده‌ام ، كتاب اسلام ( قرآن شريف ) كه موجود در اين قرآنهاى عصر ما است و در تمام اقطار عالم منتشر است تمام آن وحى الهى است و در سوره‌ها و آيات آن تغيير و تبديلى رخ نداده است نه از نظر زياده و نه نقصان ، كتابى است كه با تواتر قطعى به ما رسيده و هيچ فردى از اماميه در آن شك نداشته و ندارد و با توجه به اين مطالب آيا انصاف است كه قرآن مجيد را به كتاب عهدين و يا به انجيلهاى معلوم الحال قياس كرد . . . « 1 » 5 - مرحوم آخوند محمد كاظم خراسانى مىنويسد : ادعاى علم اجمالى به وقوع تحريف ، كه از قرآن چيزى ساقط شده و يا تغييرى يافته گر چه بعيد نيست و رواياتى هم بر آن دلالت مىكند و اعتبار هم مساعد آن است ولى طورى نيست كه به حجيت ظواهر آن لطمه‌اى وارد كند « 2 » . . . اينها كلمات دانشمندانى است كه به تحريف قرآن مجيد قائل شده و يا به آنان نسبت داده‌اند كه بطور روشن دلالت دارد بر اينكه قرآن موجود و مطبوع ، وحى الهى است و خللى در ظاهر آياتش وارد نشده و بلا شك حجتى است قاطع . . .

--> ( 1 ) الذريعه ، ج 16 ، ص 231 و 232 . ( 2 ) كفايه ، ج 2 ، ص 18 .